تبلیغات
علقمه (دست نوشت های یک دانشجو)

اِن تنصروا لله یَنصرکم و یُثبت اَقدامکم

 
 
می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
نظرات |

می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!

نقاشی ام که تمام شد از او خواستم تا به نقاشی ام نمره دهد. نقاشی ام را گرفت و خوب به آن نگاه کرد. نگاهش خسته بود، اما با دقت و مهربانی. مداد را از من گرفت تا نمره ام را در کاغذ نقاشی بنویسد. وقتی نمره را می نوشت متوجه دستان پینه بسته اش شدم. چقدر چروک شده بود. هیچ وقت نفهمیدم بابا کی اینقدر پیر شد! پنهانی شناسنامه اش را پیدا کردم تا مطمئن شوم. فکر کردم اگر بابا اینقدر پیر شده باشد دیگر نباید کار کند. اما شناسنامه اش چیز دیگری می گفت...

بابا فقط 38 سالش بود! اما چرا بابا اینقدر زود شبیه بابابزرگ شده؟ فکر کردم شاید بابا مریض شده باشد، خیلی ترسیدم. کاش بتوانم او را خوشحال کنم. آن شب تا دیر وقت به این موضوع فکر کردم. صبح زود بیدار شدم تا برای بابا صبحانه درست کنم تا خوشحالش کنم. اما او نبود! مامان می گفت بابا رفت سر کار. چقدر زود! هوا که تازه روشن شده!

مادرم گفت: بابا دیشب رفت سر کار و تا شب بر نمی گردد.

  • اما بابا که هیچ وقت شبها سر کار نمی رفت.
  • دست خودش که نیست، باید ببیند به او چه دستوری می دهند. نباید دیر برود ممکن است اخراجش کنند.
  • حیف شد، میخاستم برایش صبحانه درست کنم، دیشب خیلی مریض بود!
  • پدرت مریض نیست، فقط خسته است!

شب که شد بابا آمد. اما این بار علاوه بر آن خستگی همیشگی چیز دیگری هم در صورتش نمایان بود. صورت بابا خیس بود. شاید باران صورتش را خیس کرده بود. اما کمی بعد دیدم صورت مامان هم خیس شد.

مامان می گفت بابا را از کارش اخراج کردند. ولی بابا که به موقع سر کار رفته بود! از آن به بعد مادرم مجبور شد مثل بابا کارکند. خانه های مردم را تمیز می کرد. حالا دیگر شب که می شد فقط بابا پیر نبود...

بزرگتر که شدم، فهمیدم پدرم تمام آن سالها یک کارگر کارخانه نساجی بود. اما با ورود بیش از اندازه جنس های خارجی به ایران کارخانه ای که در آن کار می کرد، ورشکست شد. و بابا بعد از سالها کار صادقانه بیکار شد. این موضوع خیلی به پدرم آسیب رساند، او دیگر بابای قبلی نبود. حالا دیگر فقط شبیه پیرمردها نبود، بابا با اخراجش انگار بیست سال پیرتر شده بود.

نمی خواهم پدران سرزمینم زود پیر شوند. نمی خواهم کودکان سرزمینم با بغض بخوابند. می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
زمان : 09:57 ق.ظ
تغییر کاربری هسته ای در فردو
نظرات |

فردو یک نیروگاه هسته ای است که در عمق 30 تا 40 متری زیر زمین است و دور آن هم از 80 تا 120 متر کوه وجود دارد. این یعنی یک موقعیت استراتژیک که با حمله موشکی دشمنان هم قابل نابودی نیست. به همین خاطر فردو بسیار با ارزش برای نگهداری و تولید سوخت هسته ای کشور است. جایی دور از دسترس دشمنان!

با توجه به بیانیه اخیر ایران و گروه 1+5 در لوزان سوئیس، فردو بسیار حائز اهمیت از طرف هر دو طرف آمد و تصمیم گرفته شد که آن را تغییر کاربری دهند. چرا که زحمت بسیار برای ساخت آن کشیده شده و هزینه های زیادی هم برده است. به همین دلیل حیف است که به همین زودی از آن استفاده شود و زود فرسوده شود.

براساس این بیانیه این مرکز همچنان قابلیت هسته ای خود را حفظ می کند و فقط یک تغییر کاربری کوچک در تولید هسته ای در آن رخ می دهد که هیچ جای نگرانی برای ملت عزیز ایران وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار ما در لوزان سوئیس، بیانیه می گوید در فردو باید به جای تولید انرژی هسته ای، آلبالوی هسته ای بعنوان ماده اولیه وارد سانتریفیوژها شود وپس از چرخش در سانتریفیوژ آلبالو بی هسته از سانتریفیوژها خارج شود. و هسته آلبالوها هم دخیره سازی شوند تا در مواقع قعطی برق از انرژی هسته آلبالو استفاده کرد.

بدین ترتیب سانتریفیوژها هم می چرخند و آسیب نم بینند و از همه مهم تر سوخت هسته آلبالو هیچ خطری ندارد. این 1+5 های محترم هم اینقدر نگران کودکان اسرائیلی نمی شوند که یک روز در برابر آماج بمب های هسته ای ایران قرار بگیرند و سوخاری بشوند! در ضمن از کابوس های شب نتانیاهو هم کاسته می شود و می تواند با فراغ بال به نحوه نابودی کودکان غزه فکر بکند!

به این می گویند توافق دوسر سود! هم نیروگاهی که این قدر استراتژیک و مهم است تعطیل نمی شود هم این آمریکایی ها دست از سر ما برمی دارند و دیگر نمی گویند شما در حال ساخت بمب هسته ای هستید.



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394
زمان : 10:24 ب.ظ
وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
نظرات |

حرف زدن هم مانند غذا خوردن جویدنی ست. اصولاً وقتی غذا را درست نجوید و درسته غورت بدهید خفه می شوید. اما چرا باید کسی غذا را نجویده بخورد! با آنکه همه به طور غریزی می دانیم که حکمت دندان چیست. به طور خلاصه می توان در چند مورد دلایل این اتفاق شایع را بیان کرد. اول اینکه ممکن است این شخص مدتها از نعمت غذایی خوشمزه محروم بوده و در گرسنگی به سر می برده و با دیدن غذا خواسته دلی از عزا درآورد و هل شده و غذا را درسته قورت داده! این افراد را نباید به تنهایی رها کرد و به حال خودشان رها کرد چرا که هم برای خود و هم برای اطرافیانشان خطر سازند. دوم اینکه شاید از ابتدا به این فرد کسی یاد نداده که باید ابتدا غذا را جوید بعد غورت داد! جیحاً این افراد نباید تا اطلاع ثانوی به غذاهای لذیذ نزدیک و یا حتی فکر هم بکنند.

در هر حال در مثال جای مناقشه نیست، حرف زدن هم مانند غذا خوردن است. گاهی افراد در حرف زدن هم مانند غذا خوردن عمل می کنند. اگر این افراد جزو دسته اول باشند، کسانی هستند که در تمام عمرشان در انتظار تریبون و میزی بوده اند تا بتوانند حرف های نسنجیده ی خود را بزنند. این افراد بسیار خطرناکند چون بدون توجه به دور و اطراف فقط در فکر تخلیه امیال درونی خود هستند. و متاسفانه غرور و گرمای میز مدیریت آنها را شکست داده است.

اما اگر این افراد جزو دسته دوم باشند کار ما کمی سخت تر می شود. چرا که این افراد چشم و دل سیر بوده اند، اما از نوعی ضعف برخودارند. آن هم عدم برداشت و دید درست از وضع اجتماع. این افراد تعلیم دیده هستند ولی نه تعلیم درست، بلکه مفاهیم نادرستی در ذهن آنها گنجانده شده است که باعث نوعی غرور کاذب می شود و سعی دارند همان را تا آخر عمر خود حفظ کنند و ترویج هم بدهند. متاسفانه این دسته افراد بسیار زیاد هستند. اینها حتی گاهی هم باعث به خطر افتادن امنیت یک کشور و برهم زدن صلح با کشور دیگری هم می شوند. البته این کار را دسته اول هم انجام می دهند. اما جاهلانه! ولی دسته دوم این عمل را کاملاً عاقلانه و از روی تدابیر غلط خود انجام می دهند.

علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور: «در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته. چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم.»

حال ما نمی دانیم جناب یونسی جزو کدام دسته است ولی به هرحال جزو هر دسته که باشد نگرانی هایی را تولید کرده اند که به وحدت با کشورهای اسلامی آسیب می رساند. در شرایطی که ایران سعی دارد با کمک به کشورهای اسلامی همسایه ی خود که درگیر جنگ با داعش هستند کمک کند مسلماً چنین سخنان سخیفی بدون تبعات نخواهد بود. آن هم در شرایطی که دشمنانمان سعی دارند تا از ایران کشوری بسازند که نه تنها به دنبال کمک کردن نیست بلکه به دنبال گرفتن غنیمت است! شاید بهتر است مسئولین بیشتر در سخنانشان تامل کنند.



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 6 فروردین 1394
زمان : 10:52 ق.ظ
زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
نظرات |

گروه «ماه بانو» که این روزها بحث بر سر تک‌خوانی «سحر محمدی»، عضو تک‌خوان این گروه بالا گرفته بود، با مجوز وزارت ارشاد به لندن سفر کرد و در حال برگزاری یک کنسرت هستند. سحر محمدی با انتشار تصویری از خود اعلام کرد: «در روز جهانی زن، حجاب خودم را کنار زدم تا به جهان اعلام کنم زنان ایرانی نیاز به آزادی دارند... ما را کمک کنید! »

این جملات تقدیم به وزیر ارشاد محترم:

آنجایی که می گفتند ایران است و زنانش پیش از آمدن اسلام به کشورشان پوشیده بودند و ملعبه چشم های ناپاک نبودند، اینجاست!

زنان ایرانی یاد گرفته اند که نجابت خود چشم های هرزه را از خود دور کنند و در مزرعه دنیا تنها حیا را برای خود درو کنند.

زنان ایرانی از مادرشان آموخته اند که زن بزرگ است و نیاز به خودنمایی ندارد، زن می تواند انسان ساز باشد.

ما الگویمان را حضرت زهرا(س) می دانیم. و همه می دانند که زنان ایرانی پیش از ظهور اسلام هم از پرده دری دوری می کردند و بسیار مورد تکریم بودند.

جناب وزیر محترم، شاید صدای زنان به نظر خیلی ها بسیار دلنشین تر از صدای مردان باشد و نباید در هنجره شان حبس شود، اما بدانید که آنها یک درصد اند و ما نود و نه درصد! چطور با خود کنار آمدید که مجوز خوانندگی و بی حرمتی زن مسلمان ایرانی را صادر کردید و رای به آن یک درصد دادید! بی شک در برابر شما نود و نه درصد ایستاده اند و نخواهند گذاشت قداست زن مسلمان در مجتمع بین المللی به خطر بیفتد. هر چند که اگر آن بانو واقعاً مسلمان باشد خودش هم راضی به این کار نمی شود، ولی آقای جنتی این خانم نام تمام زنان ایرانی را در جملات خود بکار برده است و این خیانتی ست به تمام زنان ایرانی! این خانم به اصطلاح روشنفکر آزادی خود را در بی حجابی و خوانندگی و خارج شدن از چارچوب اسلام می داند پس سخن ما با ایشان نیست چرا که راهشان با ما متفاوت است. سخن ما کسی است که به این قشر اجازه می دهد تا در جهان به اسلام توهین کنند.

آقای جنتی، ما از جایی بالاتر خط می گیریم. جایی که شاید تا بحال فکر شما به آن نرسیده باشد که اگر رسیده بود این وضع فرهنگ نبود!

بله، ما از منش مادرمان حضرت خط می گیریم و آزادی را در همین راه می دانیم.




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 4 فروردین 1394
زمان : 11:35 ب.ظ
همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
نظرات |

"سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بار دیگر تهدید نظامی علیه کشورمان را تکرار کرد و  افزود: اگر هرگونه مغایرتی باشد و یا بعد از توافق ایران علیه تعهداتش طبق ان پی‌تی عمل کند ما مطمئنا در آن مرحله همه گزینه‌ها را برای واکنش حفظ می‌کنیم."

آمریکا کشوریست پر از میزهای رنگارنگ، که هر کدام کاربرد مخصوص به خود را دارد. مثلا با یک میز صبحانه می خورند، با یک میز ناهار، عصرانه، شام، نقاشی، نوشتن مشق و ...اما یک میز خیلی متمایز در این کشور وجود  دارد که به نازگی روانشناسان مشابه اش را در اسرائیل هم پیدا کردند. میز آرزوها!...

مثلا اگر شما قصد دارید چیزی را بدست آورید که در خواب هم نمی بینید می توانید آن را روی این میز بگذارید و کلی هم به خود تلقین کنید که مثلا آن چیز در چنگ شماست. در واقع نام دیگر این میز، میز آرزوهای دست نیافتی ست. چندین سال است که این میزها کاربرد سیاسی هم پیدا کرده است. چون قبلا در مهدکودک های آمریکا استفاده می شده وکودکان آروزهای عجیب و غیر ممکن خود را روی آن قرار می دادند وکلاً با همین کار خوشحال می شدند. اما اکنون این میزها به کاخ سفید و وزارت جنگ آمریکا و اسرائیل هم وارد شده است و فاز توهم دولتمردان را به طرز عجیبی بالا برده است. در همین خصوص یک روانشناس خبره آمریکایی ابراز نگرانی کرد. به گفته این روانشناس تعداد مراجعینی که از کاخ سفید و وزارت دفاع به مطب او می آیند هر روز بیشتر و بیشتر می شود. او دلیل بیماری همه آنها را یک عامل بیان کرد، که آنهم زندگی در یک دنیای خیالی بود!

همچنین این کارشناس اعلام کرد: " متاسفانه مسئله خطرناک و مشترک در همه این مریض ها این است که خود اصلاً از بیماری خود اطلاع نداشته و در رویاهای خود سیر می کنند. آنها اغلب روی میزهایشان یک گزینه را هی جابجا می کنند. آنهم حمله نظامی به ایران است! آنها روزی هزار بار در ذهنشان طرح حمله به ایران را برنامه ریزی می کنند و گاهی هم در ذهنشان حتی به ایران حمله هم می کنند. اما متاسفانه چون در خیالاتشان هم از ایران شکست سنگینی می خورند روز به روز افسرده تر می شوند. به همین سبب مهندسین بازی های رایانه ای را طراحی کردند که در آنها هرکار بکنی بازهم پیروزی با شماست نه کامپیوتر! این بازی ها تحویل دولتمردان شده است تا شاید کمی از افسردگی شان کم شود و بتوانند حداقل در بازی ایران را شکست دهند! کم کم خودشان هم دروغشان باورشان شده و آن را حتی در رسانه ها هم بیان می کنند که باعث سرافکندگی ملت امریکاست. ما همچنان به دنبال درمان این بیماری مسری هستیم اما هنوز دارویش را پیدا نکردیم. چرا که ممکن است باعث در هم کوبیدن آمریکا زیر پای ایران شود..."



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 28 اسفند 1393
زمان : 11:16 ب.ظ
با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
نظرات |

در این مقاله شما مولفه های یک کار فرهنگی درست و نابود کننده دشمنان را خواهید خواند. پس تا آخر همراه ما باشید و خودتان را مجهز به سلاح بصیرت کنید.

گزارشی از سوی یک مقام ارشد سازمان جاسوسی آمریکا:

بگذارید برایتان قدری از ایران 2015 بگویم!

اینجا ایران است، 25 سال پس از جنگ تحمیلی با ارتش رژیم بعث. اینجا همه مشغول کار فرهنگی اند. من جمله کاری که بتوان دفاع مقدس را برای جوانانی که آن موقع را ندیدند تداعی کند. عده ای در اینجا در هفته دفاع مقدس که خیلی هم در انتقال فرهنگ جبهه و جنگ موثر هستند خیابانها و مساجد را پر می کنند از عکس و پوستر جنگ. کلی هم دوربین جلوی این عکسها می کارند تا به محض نصب شدن عوامل فرهنگی از آنها یک عکس تمام رخ گرفته شود و یکراست برود در پرونده باقیات صالحات این مسئولین محترم فرهنگی. اینجا در این هفته پر است از نمایشگاه هایی که هرجایی برپا می شوند، دانشگاه، مسجد و...و مداحی می گذارند و بعضی هایشان البته چایی صلواتی هم می دهند (خداخیرشان بدهد!) و داخلش هم کلی چفیه و سربند و پلاک آویزان است و چون دورش هم کلی سنگر به شکل گونی گذاشته اند وقتی وارد شوی فکر میکنی  در جبهه هستی و که البته این بخاطر قدرت تخیل خیلی زیاد سازندگانش  است و این خود ناشی از مطالعات شبانه روزی شان درباره جبهه و جنگ است که به این قدرت درک رسیده اند! به این می گویند کار فرهنگی.

اما عده ای دیگر در اینجا بسیار خطرناک هستند. بطوریکه صرف وجودشان هم باعث تقویت نظام اسلامی ایران است. آنها دغدغه دارند. با برنامه پیش می روند و اکثرشان هم گمنام هستند، که این کار را برای ما سخت کرده است. چرا که ردی از خود به جای نمی گذارند. چیزی که ما را از آنها می ترساند تفکر آنهاست، موتور محرکه فعالیتهای فرهنگی مخرب برای ورود تهاجمات فرهنگی از سوی ما. این افراد خستگی ناپذیرند. آنها زیربنایی کارمیکنند. تمام وقت و انرژی و سرمایه خود را نثار مبارزه با جنگی می کنند که ما به پایش کردیم، جنگ فرهنگی! این افراد باید محو شوند. تعدادشان روز به روز افزایش می یابد. تا این تفکر باشد ما در این جنگ فکری پیروز نمی شویم.

پایان!



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 28 اسفند 1393
زمان : 11:14 ب.ظ
کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
نظرات |

کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!

پس از استقبال بی نظیر آقایان از شلوارهای فاق کوتاه زنانه و پیراهن های تنگ و کوتاه و همچنین کت ها و پیراهن های گلدوزی شده، کمپانی تحمیل مد، واقع در کشور همه چیز دار و مبتکر چین، با دست پیدا کردن به سلیقه ی مردان جهان تصمیم گرفتند تا از این پس نوعی کلیپس را طراحی و تولید کنند که در شان مردان باشد و به گلدوزی های پیراهن هایشان هم بیاید. این کمپانی همچنین این مژده را به مشتریان داد که این کلیپس ها حتما در رنگ ها و طرح های متنوع به بازار خواهد آمد. تا با هر رنگ لباسی ست شود. یکی از کارشناسان این کمپانی با بیان اینکه در سالهای گذشته مردان به هیچ وجه اینگونه لباسها را نمی پسندیدند، اظهار داشت سلیقه مردان جهان به کلی تغییر کرده است و بیشتر به پوششهای زنان رغبت پیدا کرده اند! دلیل آن هم مدهای جدیدی بود که کمپانی های مشهور و مطرح در جهان با مارک های خود به مردم تحمیل نمودند. به دنبال آن مردانی که همواره طبق مد لباسهای خود را انتخاب می کردند، هم جهت با این نسیم شدند و پوشش خود را تغییر دادند. بر این اساس ما در ابتدا سعی کردیم تنوعی در رنگ لباسهایمان ایجاد کنیم، مثلا رنگ های زنانه مانند صورتی و بنفش و...را وارد کار کنیم. بعدها سایز لباسها را تغییر دادیم و مانند لباسهای زنانه برش هایی بر روی لباسها ایجاد کردیم تا کاملا قالب اندام آقایان شود. این سیر همچنان ادامه دارد...

همچنین این کارشناس خبره در صنعت پوشاک بیان کردند که تغییر لباس آقایان باعث تغییر در روحیات آنان هم می شود و همین باعث می شود تا دوباره به سمت این نوع از کالاها بیایند.

بنظر شما چرا جوانهای ایرانی باید از این پوشش ها پیروی کنند؟ شاید اشکال کار باز به خودمان برمیگردد. جوان تنوع طلب است. میل دارد تا لباس های جدید و طبق مد را بپوشد. پس باید خودمان هم ابتکار را بدست بگیریم و لباس هایی مناسب عفت جامعه و شرع و دین مان را طراحی کنیم تا جوان ایرانی نرود دنبال مدهای غربی و خوراک کمپانی های طراحی مد را فراهم کند.

محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند:  آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان

منتخب الاثر، ص 292



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
زمان : 12:25 ب.ظ
روشی موثر برای خیانت به کشور
نظرات |

روشی موثر برای خیانت به کشور

همانطور که می دانید حمایت از تولید ملی یکی از ارکان پیشرفت در هر جامعه ای است. به همین سبب وقتی امام خامنه ای سالی را با حمایت از تولید ملی نامگذاری کردند، مسئولان مختلف عزم خود را جزم کردند تا در راه تحقق این مفهوم بزرگ گامی بردارند. بعضی موسسات به عروس و دامادها وام می دادند که باید با آن وام تنها محصول ایرانی می خریدند. بعضی ها سعی کردند محصولاتی را در کشور تولید کنند که پیش از این تولید نمی شد، مانند خیلی از داروها یا وسایل الکترونیکی، بعضی ها هم محصولات داخلی را با قیمتی پایین تر ارائه می کردند تا همه بتوانند بخرند.

بعضی ها اما اینجا تلاششان قابل ستایش است. این بعضی ها کاری کردن که هیچ کدام از بعضی های بالا انجام ندادند! از آنجایی که آب گل آلود ماهی هم دارد خیلی ها سعی کردند این ماهی را تصاحب کنند و در نتیجه سعی کردند تا کیفیت محصولات خود را، که از قضا در ایران هم تولید می شود، پایین بیاورند و با قیمت پایین تر بفروشند. البته این هم به نوبه ی خود روش خوب و بسیار تاثیرگذاریست برای خیانت به کشور و ملت! با این نقشه زیرکانه کسانی که به قصد پیشرفت کشورشان محصول ایرانی می خرند از لحاظ مالی تقویت می شوند و پول کمتری پرداخت می کنند که خود این هم خدمت بزرگیست و احتمالا از این تولیدکنندگان بعنوان کارآفرین نمونه در جشنواره فیلم کن فرانسه در قسمت فوق برنامه نامبرده و تقدیر میشود. اینطوری هم به اقتصاد مردم کمک می شود و هم نام یک ایرانی در سطح بین الملل می درخشد! نمی شود که همیشه اصغر فرهادی جور کل ملت را بکشد و مدام فیلم ضد ایرانی بسازد و جایزه بگیرد! حالا کیفیتش هم پایین است چه اشکالی دارد، مردم که در زمان خرید متوجه نمی شوند، بدهید برود، تبلیغ کالای ایرانیست! فقط یک کاغذ هم به مشتری بدهید که جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.

و چون کیفیت محصولتان زیر خط فقر استاندارد جهانی است  دوحالت پیش می آید، یک حالت اینکه چون کیفیت محصولات پایین است زود خراب می شوند و مشتری مجبور است دوباره بخرد و ممکن است بازهم سراغ شما بیاید و دوباره همان محصول را بخرد. یک حالت دیگر هم این است که مشتری می رود و به اقتصاد کشور پرجمعیت و بیچاره ی چین کمک می کند و محصول چینی را بر محصول ایرانی ترجیح می دهد که این هم باز کار خوبیست و ثواب دارد.

اینگونه شما کاری می کنید که دیگر کسی سراغ محصول ایرانی نیاید تا دیگر نیازی نباشد کارگرهای بیچاره عرق بریزند و هر روز صبح سرکار بروند. خانواده هایشان هم مجبور به قناعت در معیشت خود می شوند که بسیار هم فرهنگ خوبیست و باعث ترویج زندگی ساده و به دور از دغدغه های دنیوی می شود. آنوقت نام محصول ایرانی هم در کل کره ی خاکی بر سر زبانها می افتد و همه با محصولات ما آشنا می شوند که گامیست مهم در جهت رساندن پیام رسانه های فارسی زبان بیگانه از انقلاب ایران! با این وضع مردم کشورهای دیگر هم وقتی سرعت پیشرفت را در تنها کشور اسلامی جهان می بینند دیگر به سرشان نمی زند که بروند و انقلاب کنند و نظام جمهوری اسلامی را برای خودشان بیاورند و کلی هم خون بریزند!

جا دارد از این تولیدکنندگان گرامی که گاهی هم دل و روده ی محصولاتشان با محصولات چینی گره می خورد تشکر و کمال قدردانی را بجا آوریم و به جهانیان یکصدا بگوییم که ما فقط در فیلمسازی اسطوره نداریم بلکه در اقتصادمان هم چنین اسطوره هایی داریم که تمام تلاششان را می کنند تا مردم کشورشان نسبت به تولیدات داخلی بی میل و زده شوند و بروند محصولات کشورهای اروپایی و چینی و مالزیایی و هندی را بخرند. البته این مسئله باعث می شود تولیدکنندگانی که محصولاتی با کیفیت هم طراز بهترین برندهای جهانی ارائه می دهند بازارشان کساد شود و باز هم کیفیت محصولاتشان را بالا ببرند تا دیگر کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی حرفی در برابر تولیدات ملت ایران نداشته باشند. می بینیم که بازهم این بدسته آخر بعضی ها به کشور کمک کرده اند.

بنابراین در زمانه ای که ما قرار داریم باید تمام سعیمان را بکنیم تا نظام شیعی را که در کشورمان برقرار است بعنوان الگویی ناب به جهانیان ارائه بدهیم در این میان هرکسی نقش خود را دارد. کشور باید بعنوان شمایی از یک دولت اسلامی در زمانی باشد که مهدی موعود ظهور نموده است و دولت خود را در سرتاسر گیتی پهناور برپا کرده است. 



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
زمان : 12:23 ب.ظ
عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
نظرات |

عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !


همانطور که می دانید صدای ریزگردهای خوزستانی چند صباحیست تریبونی به جز تریبون اعتراض و انتظار پیدا نکرده است و مدام فریاد می زند که مرا بخوابانید. این روزها خیلی از خوزستانی ها با ماسکهای خود در هر جلسه رسمی که وارد می شوند می خواهند اعتراض خود را نشان دهند و به مسئولین زحمت کش محیط زیست بفهمانند که باور کنید نفس کشیدن هم در اینجا ناممکن شده !

جهت کمک به هم میهنان عزیز خوزستانیمان شروع به جستاری در را بطه با عوامل این ریزگردها کردیم و بالاخره به نتیجه رسیدیم. ارائه این مقاله صرفا بخاطر کمک به مسئولین دلسوز و همیشه در صحنه محیط زیست است که مصرانه در صدد یافتن علت ماجرا هستند!

برطبق تحقیقاتی که ما بر روی عناصر محیطی و غیر محیطی این ریزگردها انجام دادیم پی به نکاتی مشکوک بردیم. مسئله از آنجا شروع شد که آیت الله کاشانی برای ملی شدن صنعت نفت قیام کردند و البته نمی توان نقش مصدق دیپلمات را هم نادیده گرفت. قبل از ملی شدن نفت ما نفتمان را به کشورهای اروپایی و آمریکا هدیه می دادیم و خودمان هم بنابه فرهنگ زیبای قناعت که در میان ایرانیان بسیار هم گسترده بود نفت جیره بندی استفاده می کردیم. خیلی هم خوب بود قدرش را بیشتر می دانستیم. اما بعد از قیامی که آیت الله کاشانی کرد سفره مستعمرین بیچاره از نفت ایران خالی شد و مجبور شدند بابت نفت هم به ما پول بدهند و این روند هنوز هم ادامه دارد. ما اینجا به چند فرضیه در این خصوص دست پیدا کردیم. یک فرض این است که چون نان مستعمرین زحمت کش را قطع کردیم الان داریم تاوان می دهیم و نیروگاه های نفت و گازمان آلودگی را برای استان خوزستان به ارمغان آورده اند. گناه دارد این همه ستم را چه کسی تابحال در تاریخ مرتکب شده که کشور ما مرتکب شده است.آخر مگر این مستعمرین خبیث چه هیزم تری به ما فروخته بودند که اینطور پاسخشان را دادیم. این همه تلاش و سرمایه گذاری برای عقب نگه داشتن کشورمان از علم و پیشرفت های جهانی کردند. اینهمه  حمایت از شاه محمدرضا و پدرش رضا خان را کردند این بود دستمزدشان؟!

فرض دیگر این است که دل محمدرضا شاه بیچاره شکسته بود و در آن زمان آهی کشید و اینها تاوان همان آه است. فرض دیگر هم این است که اساسا نفت چیز خوبی نیست. بوی پیشرفت و استقلال می دهد. براساس آزمایشات ژئوانفورماتیکیشنی که کارشناسان بر روی این ماده سیاه انجام دادند فهمیدند که مانند انرژی هسته ای مضر است و برای پوست و مو و بویژه اطفال چیز بسیار نامناسبیت! و نتیجه ای که کارشناسان از این همه آزمایشات خفن گرفتند این بود که بهترین کار را اجداد ما کردند و آن هم استفاده از هیزم بوده. بدهید برود، کلا ضرر است، چه کارها که از دستش برنمی آید. سد راه تنفس مردم بیچاره هم شده است.

ما می خواهیم که این مقاله را برای سازمان محترمه محیط زیست وبقیه سازمان های محترم ارسال کنیم تا کمکی به حل بحران کرده باشیم. کلید کار این بار دست ماست. و چون کارملت یکسال و نیم است که تنها با کلید حل می شود مسئولان باید حتما بدانند که ما کلیدسازی کردیم و باید پاداش خوبی هم به ما بدهند. یک وقت مسئولین عزیز فکر نکنند مقصر این همه کم کاری سازمان محیط زیست است و ما به این خادمان زحمت کش من جمله خانم ابتکار عزیز یا سازمان های مرتبط دیگرنقد داریم. ما کلا انسان نقادی نیستم چون نقادها جایشان در جهنم است و بی سواد هم هستند . باور کنید ما مدرک دیپلم را بدون حتی یکبار رد شدن گرفتیم آن هم در نظام قدیم که پیش دانشگاهی هم داشتیم و نمره هایمان از نوع خوب بد زشت نبود! ما مطمئنیم که سازمانها در این دولت هم به نحو احسن کار خود را انجام می دهند و علاوه بر کار خود به کار اقوام خود هم رسیدگی می کنند که بسیار ستودنیست.

در کل ، اینجا ایران است و آنجا خوزستان، پایتخت ریزگردهای ایران! استان صادر کننده طلای سیاه به ملت که این روزها بدجوری صدایش گرفته است...



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
زمان : 12:21 ب.ظ
سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
نظرات |


این روزها شاهد همکاری بیش از پیش صدا و سیما با وزارت امور خارجه  هستیم. از آنجایی که بودجه صدا و سیما همچنان در حال کاهش است مسئولین این سازمان مهم و تاثیر گذار تصمیم گرفتند تا با پخش سریالهای کره ای و هندی و آبدوغ خیاری به روند مذاکرات هسته ای کمک کنند و در وقت های باقیمانده هم پیام های بازرگانی پخش کنند. البته گفته شده درصورت تمام شدن پیام های بازرگانی ایرانی تبلیغات کشور دوست و همسایه، افغانستان را پخش خواهند کرد. تا دیگر رسانه ملی زمان خالی برای پخش برنامه هایی سیاسی و نگران کننده مردم همچون توضیح و تفسیر مذاکرات هسته ای و ریزگردها در خوزستان و...نداشته باشد. اصلا مذاکرات هسته ای که در صلح و صفا و درجمع کشورهای 1+5 که اتفاقا از دشمن های قدیمی ایران هستند در حال برگزاریست دیگر چه نیازی است که مردم را نگران کنند! وزیرامور خارجه ایران هم که یک تنه در برابر تمام تحریم های ایران قرار گرفته و تمام قد قصد از میان برداشتن آنها را دارد حالا چه فرقی می کند که در این مذاکرات چه می گذرد مهم دیوار تحریم هاست که باید برداشته شود تا مردم بتوانند با خیال راحت افسانه های کره ای را که هرشب در بهترین ساعت پخش برنامه از شبکه سه پخش می شود تماشا کنند! مذاکرات مثل همیشه برگزار می شود و در آخر هم مسئولین عزیز وزارت امورخارجه یک توضیح کلی درباره جلسات با 1+5 ارائه می دهند و این می شود سفرنامه مذاکرات هسته ای! نیازی هم به دخالت بی سوادها در این مسائل مهم ملی نیست. به گفته یکی از مقام های مسئول در اداره وزارت چیز پایه ی مذاکرات بر صلح و آشتی و بده بستان است. نرمش قهرمانانه هم داریم. کدخدا زورش بیشتر هم باشد ما بلدیم چطور نرمش نشان دهیم تا هم فردو را بدهیم هم کدخدا را آرام و راضی نگه داریم تا شاید دلش بحال ما بسوزد و تنی چند از تحریم ها را بردارد و فشار از روی مردم برداشته شود. آخر شما که نمی دانید کدخدا چقدر ترسناک است! نقشه این است، ما همچنان نرمش بخرج می دهیم و هر چه را که کدخدا بخواهد به او می دهیم تا کدخدا هم گول نرمش ما را بخورد و تحریم ها را یواش یواش بردارد.از مردم هم می خواهیم با سعه صدر منتظر باشند و اگر در محله شان نیروگاه های هسته ایی سراغ دارند که هنوز پلمپ نشده به وزارت امور خارجه گزارش دهند تا در اسرع وقت تقدیم کدخدا کنیم. البته چون کارشناسهای با تجربه ی تیم مذاکره کننده پیش بینی می کنند که تا آخر مذاکرات دیگر دستاوردی برای پلمپ باقی نماند که تقدیم کدخدا کنیم باید پمپ بنزین های پیشرفته سطح شهرها هم شناسایی شوند تا در مواقع لزوم پلمپ شوند. همچنین مسئولان به مردم نوید آینده ای بدون تحریمها را دادند که گفته می شود در آن زمان چرخ زندگی مردم بدون چرخ هسته ای خواهد چرخید...

در نتیجه این مقاله ما را به اینجا می رساند که از صدا و سیمای عزیز و تیم مذاکره کننده کشورمان تشکر و کمال قدردانی را بجا آوریم که تا این حد به فکر مردم هستند و اصلا مردم را در جریان جزئیات نشستهای 1+5 قرار نمی دهند و با سواد و تدبیری که دارند سعی در رفع همه تحریم ها دارند و در صورت لزوم از خیر دستاوردهایی که قابل واردات هم است می گذرند. دیپلمات باید واقعا با چنین تدبیری پا در مذاکرات گذاشته و با امید به آینده از وابستگی به دستاوردهای داخلی هم در صورت لزوم بپرهیزد. همچنین ذکر این نکته ضروریست که با توجه به اتمام سریال هم چیز آنجاست مردم عزیز می توانند یک ربع قبل از ساعت 21 به تماشای سریال کره ای افسانه خورشید و ماه که اتفاقا بسیار هم پرمحتوا و سیاسی است بنشینند...



موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 3 اسفند 1393
زمان : 09:51 ب.ظ
وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
نظرات |

تاخیر در پروژه های عمرانی به دانشگاه جامع گلستان هم سرایت کرد

وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!

شهریور سال 1393 :

12 ام شهریور سال 1393 راس ساعت 16:14 خبری در فضای مجازی منتشر شد که دانشجویان دانشگاه جامع گلستان را سرتاپا غرق در شور و شعف کرد. خبری با مضمون بهسازی حرم شهید گمنام دانشگاه که به تازگی دچار آتش سوزی هم شده بود. مدیر فرهنگی دانشگاه گلستان، عبدالرضا شریفی، طی مصاحبه ای بیان فرموده بودند که برای سال تحصیلی آینده دانشگاه قصد نوسازی سلف غذاخوری، حیاط و حرم شهیدگمنام را دارد. آقای مسئول هم این تصمیمات فرخنده را به فال نیک گرفته و دستور یک مراسم کلنگ زنی باشکوه و در خور جامعه دانشگاهی را صادر نمودند. فقط گویا جی پی اس آقای شریفی کمی دچار انحراف از مرکز شده و درست کار نکرده بود. چرا که مراسم کلنگ زنی را به جای اینکه در ورودی حرم شهید گمنام برگزار کنند در کنار دیوار آن برگزار نمودند! که باعث تعجب رسانه های بیگانه فارسی  و غیر فارسی زبان شد. البته بعضی از ایرانی ها شگرد خاصی در جلب توجه رسانه های خارجی و صد البته اروپایی، آمریکایی دارند که بسیار هم ستودنیست و باعث می شود همیشه اسمشان بعنوان ایرانیهای موفق در رسانه ها تکرار شود و سرآخر هم از بس مشهور شده اند نام آنها درگینتس ثبت می شود. به هر حال کار این مدیر فرهنگی خیلی هم بی دلیل نبود. بر اثر دلسوزی که نسبت به دانشجویان در قلب این بزرگواران وجود دارد دلشوره ای در این شخص شخیص به پا شد که ای وای، اینجا شمال است و نباید دور حرم شهیدگمنام دیوار مشبک کشیده شود چرا که این دیوار مخصوص مناطق کویریست! و برای دور حرم شهید همان شمشادها که قبلا پشت دیوار وجود داشت زیباتر است. براستی که رایحه تدبیر در میان تمام مسئولین کشور منتشر شده است و در اینجا مسئولین دانشگاه گلستان هم از این رایحه خوش بی نصیب نماندند. البته این کار آنها یک زاویه مثبت دیگری هم داشت، و آن هم سنت شکنی بود! در تمام مراسمات کلنگ زنی که در تلویزیون نشان می دهند مسئولین فقط یک نقطه را هی کلنگ می زنند و بقیه اش را می گذارند هر زمان که یخ های قطبی آب شدند کلنگ بزنند. اما مسئولین دانشگاه گلستان  در اقدامی جهادگونه تمامی دیوار حرم که دورتادورش کشیده شده بود را یکجا خراب کردند و کار امروز را به فردا نینداختند. آفرین به این همه همت! این نکته هم جا نماند که این مدیران فرهیخته دانشگاه چون نمی خواستند کارشان ریا بشود و بقیه بفهمند اول دیوار حرم را تخریب کردند و بعد خبرش را در فضای مجازی منتشر کردند. حالا عده ای از دانشجویان هم اعتراض کردند که " آقا چرا بودجه بیت المال را به همین راحتی به هدر می دهید دیوار حرم که مشکلی نداشت و همین پارسال به دست دانشجویان و با کلی سختی ساخته شد. به جای این کار می رفتید کلاسهای خراب دانشگاه را تعمیر می کردید. چرا زورتان به ساخته دست دانشجویان فقط می رسد!"

که به نظر بنده اصلا هم اعتراضشان بجا نبود، برایش دلیل هم دارم! آنهم اینکه چرا وقتی مسئولین خدوم راه و ترابری می آیند و با کلی زحمت خیابانها را آسفالت می کنند و روز بعدش تازه سازمانهای آب و گاز متوجه فرسودگی لوله های زیر آسفالت می افتند و با کلنگ به جان آسفالتهای بیچاره می افتند و خرابشان می کنند کسی اعتراض نمی کند، حالا یکبار هم مسئولین محترم دانشگاه ما خواستند از این حرکت ها بزنند و خودشان را بجای سازمان آب و گاز بگذارند و دیوارهای نوساز را تخریب کنند! چه اشکالی دارد این هم نوعی اعمال سلیقه است دیگر! تازه دراین مراسم وعده هایی هم داده شده و آنهم ساخت حرم جدید همراه با 4 مناره در 4 کنج محوطه حرم شهید! همچنین این مسئول عزیز بیان نمودند که قرار است طرح ساخت حرم را به مسابقه بگذارند و از بین دانشجویان معماری هرکدام که بهترین طرح را داد همان را انتخاب کنند و بسازند. البته این نقطه از وعده ها کمی مبهم به نظر آمد، چرا که طرح حرم را قبلا دانشجویان آماده کرده بودند و به تایید هم رسانده بودند و فقط منتظر بودجه ای برای ساخت آن بودند! البته اشکالی ندارد احتمالا این عزیزان بازهم قصد غافلگیر کردن دانشجویان عزیز را برای آغاز سال تحصیلی جدید داشتند. واقعا آدم وقتی با این همه برنامه ریزی و نظم مواجه می شود کیف می کند.

 

بهمن سال 1393:

این روزها هوا بسیار سرد شده و از آن روزی که مسئولین عزیز وعده ساخت حرم را دادند چند ماه گذشته و هوا از گرمای سوزان تبدیل به سرمای سوزان شده است، ولی هنوز خبری از ساخت حرم و نوسازی سلف دانشجویان نیست! البته اقدام مهمی که انجام شده همان تخریب دیوار حرم بوده که خداراشکر همان زمان در زمانی کوتاه انجام شد. چون بالاخره به کلاس دانشگاه نمی خورد و ممکن بود سبب خنده بیگانگان شود و بهانه دست دشمن بدهد. چون همانطور که می دانید اینجا شمال است و شمشاد برایش زیباتر!

خصوصا اینکه آن زمان هوا بسیار گرم بود و کارگران بیچاره توان کار در آن شرایط را نداشتند و به همین سبب مسئولین فداکار دانشگاه به آنها فرصت دادند. الان هم که می بینید هنوز نساختند به این خاطر است که هوا بسیار سرد شده و از آنجایی که سرما از گرما بدتر و غیرقابل تحمل تر است این طرح کلا به زمان دیگری موکول شده است. حالا 4 تا مناره را هم بکنند یک مناره، قال قضیه را بکنند، زودتر تمام بشود. باقی فضای مخروبه دانشگاه هم بزودی زود بعد از دوخته شدن سوراخ لایه اوزون نوسازی خواهند شد.

در آخر جا دارد از این همه همت و تلاش و تدبیر مسئولین دانشگاه تشکر و قدردانی به عمل آید.



نگارنده : علقمه
تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393
زمان : 06:26 ب.ظ
تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
نظرات |

تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای بعد از مذاکره وین 
حتما با حوصله و دقت بخوانید:

متاسفانه ما با یک مشکل بزرگ در ایران مواجه هستیم و آن هم کسی هست به نام سید علی خامنه ای رهبر ایران.
بارها با اجرای نقشه های خود آماده شادی کردن شدیم ولی او با سخنانش شادی ما را به نگرانی تبدیل کرد.
مانند امروز که با سخنانی تند باز هم مردم ایران را آگاه ساخت.متاسفانه هرچقدر دولت روحانی نرمش نشان دهد در آخر این رهبر ایران هست که خط ونشان را می کشد.
*او چند روز هست که باز اسراییل را نشانه گرفته هست.او به راستی سیاستمداری زیرک و باهوش هست و بسیار شطرنج باز ماهری است این نظر من هست که از خمینی یک سیاستمدار باهوش تر وجود داشته باشد ؛شاگرد او سید علی خامنه ای است.
*درحالیکه آمریکا همه کار می کند برای تامین امنیت اسراییل از توافق ژنو تا کارهای دیگر و خواه ناخواه دولت روحانی هم این را ادامه می دهد این رهبر ایران هست که باز نقشه ها را از بین می برد.
او چند روز قبل از این از اشتیاق ملت ایران برای جنگ با اسراییل سخن گفت و امروز این هشدار را به آمریکا داد که چه توافق بشود چه نشود اسراییل امنیت ندارد
*این به نظر من هشداری بود برای رییسان آمریکا و اسراییل
به خوبی می دانیم رهبر ایران با یک اشاره اسراییل را نابود می کند و بعد از آن به سمت آمریکا خواهد آمد
*آمریکا داعش را دشمن اصلی در ظاهر اعلام می کند و چندین کشور را درگیر کرده ولی قاسم سلیمانی فرمانده سپاه رهبر ایران با لباس تفریحی و غیرنظامی در درگیری ها ظاهر می شود!!!
*این یعنی ایران داعش را اصلا به حساب نمی آورد.
من معتقدم در این جهان این رهبر ایران هست که با زیرکی حرف اول و آخر را می زند......

۲۶ ه‍.ش. - 1.jpg

[کارشناس خبرگزاری سی ان ان.]


موضوع : سیاسی نوشت
نگارنده : علقمه
تاریخ : دوشنبه 27 بهمن 1393
زمان : 11:22 ق.ظ
انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
نظرات |

[http://www.aparat.com/v/BhkEL]


نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 19 بهمن 1393
زمان : 03:32 ب.ظ
رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...
نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393
زمان : 11:07 ق.ظ
اعتراف نامه یک فرمانده شهید
نظرات |

و اما اعتراف نامه؛ خدایا! اعتراف می کنم که هنوز خودم را نشناخته ام و در نظام خلقت موقعیت خود را نیافتم، لحظاتی به تفکر و تعمق در امورات خلقت نکردم.

خدایا! اعتراف می کنم که اگر تمام رزمندگان مثل من باشند، این جنگ تا صد سال دیگر هم طول می کشد، چون امثال ما در فکر کمیت های نیرو هستیم نه کیفیت. لذا فکر می کنم تنها چیزی که پیروزی می آورد و آن هم خیلی سریع است که تمامی رزمندگان خیلی مخلصانه برای خالق کار کنند. فقط و فقط همین و بس البته ناگفته نماند که این هم احتیاج به تمرین و ریاضت دارد. تازه این پیروزی ها در عملیات ها مرهون دعای امام امت و یاران باوفا و مخلص اوست، خصوصاً دعای بچه های خردسال شهدا به خصوص دختران کوچک آنهاست.

خدایا! اعتراف می کنم با اینکه می دانم موقعیت من فقط ذکر الله و تفکر در نظام آفرینش است، لذا نمی دانم چرا این فرصت را به عقلم نمی دهم. چرا در مورد زندگی فکر نمی کنم، نمی دانم آیا می توانم معنای زندگی را درک کنم؟ به نظر من زندگی یعنی عشق به معشوق، زندگی یعنی ذکر، یعنی دوست گریه شب، سجده و رکوع و قیام، قرآن و تفکر، شهادت، رنج، لبیک، زندگی یعنی جبهه جنگ، کشتن کافر برای خدا، تکه تکه شدن برای خدا، زندگی یعنی فنای بقا، زندگی یعنی یاد حق، نظاره کردن به آیات حق، زندگی یعنی دادن خون در راه حضرت دوست.

خدایا! اعتراف می کنم هنوز در مورد این مسائل فکر نکردم، تعمق نکردم، تدبر نکردم...

پ.ن: شهید ملک ابراهیم زمانی



نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 8 مهر 1393
زمان : 01:04 ق.ظ
:: می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
:: تغییر کاربری هسته ای در فردو
:: وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
:: زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
:: همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
:: با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
:: کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
:: روشی موثر برای خیانت به کشور
:: عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
:: سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
:: وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
:: تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
:: انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
:: رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...
:: اعتراف نامه یک فرمانده شهید




( تعداد کل صفحات: 12 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ