تبلیغات
علقمه (دست نوشت های یک دانشجو) - شهادت حضرت رقیه (س) بر منتقمان حسین (ع) تسلیت باد

اِن تنصروا لله یَنصرکم و یُثبت اَقدامکم

 
 
شهادت حضرت رقیه (س) بر منتقمان حسین (ع) تسلیت باد
نظرات |

0jkkcakwyzg7ibbu2dj4.jpg

رقیه در کربلا

از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:

من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.

منبع:www.hawzah.net





موضوع : ادبیات عاشورایی
لینک های مرتبط : www.hawzah.net
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 8 دی 1390
زمان : 06:30 ب.ظ
بل یرید الانسان لیفجر امامه
brogerdi پنجشنبه 8 دی 1390 07:12 ب.ظ
ُلام وبلاگ جالب وقشنگی دارید انشالله که موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: مترسکی به نام تحریم
:: می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
:: تغییر کاربری هسته ای در فردو
:: وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
:: زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
:: همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
:: با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
:: کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
:: روشی موثر برای خیانت به کشور
:: عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
:: سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
:: وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
:: تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
:: انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
:: رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ