تبلیغات
علقمه (دست نوشت های یک دانشجو) - حیدر جبهه ها

اِن تنصروا لله یَنصرکم و یُثبت اَقدامکم

 
 
حیدر جبهه ها
نظرات |

دانشجوی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت باشی و بروی زیر رگبار گلوله، عجیب نیست؟! آدم باید خیلی دل شیر داشته باشد که همه چیز را ول کند و بزند به بیابان و میان بسیجی های خاکی.
حاج احمد متوسلیان را می گویم. فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (ص). یادم نمیره، شب، ما را توی میدان صبحگاه در دو کوهه جمع کرد. به خط شدیم. گفت: «حالا تا پانصد می شمرم. سینه خیز برید. دیشب که شناسایی رفته بودیم، شمردیم باید همین قدر برید تا از دید دشمن خارج شید.»
منبع: کتاب امتداد(یادمان شهدای شلمچه)



موضوع : ادبیات عاشورایی
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 8 دی 1390
زمان : 07:58 ب.ظ
بل یرید الانسان لیفجر امامه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: مترسکی به نام تحریم
:: می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
:: تغییر کاربری هسته ای در فردو
:: وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
:: زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
:: همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
:: با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
:: کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
:: روشی موثر برای خیانت به کشور
:: عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
:: سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
:: وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
:: تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
:: انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
:: رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ