تبلیغات
علقمه (دست نوشت های یک دانشجو) - گفت و گوی ربانی

اِن تنصروا لله یَنصرکم و یُثبت اَقدامکم

 
 
گفت و گوی ربانی
نظرات |

2136650.jpg

در سرزمین عاشقی، در کربلای بی کسی،

گفتم: یا رب مجنون توام،

گفتا: که من مجنون ترم،

گفتم: خدایا مرببخش، بر کرده و ناکرده ام،

گفتا: پیش از تو من بخشیده ام،

گفتم: برایم رخ نمای،

گفتا: تو چشمت را گشا، من چون سماء بی پرده ام،

گفتم: چون کودکان، من را در آغوشت بگیر، 

گفتا: آغوشم باز است ولی، آخر چرا ایستاده ای؟!...




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
زمان : 01:24 ب.ظ
بل یرید الانسان لیفجر امامه
شهید من سه شنبه 13 دی 1390 10:48 ب.ظ
سلام بزرگوار...خداقوت...ممنون از حضورتون...
وبلاگ خوبی دارید...این پست و نوشته اش خیلی دلنشین بود....عبارت "در کربلای بی کسی "خیلی به دلم نشست....
بازهم منتظر نظرات خوبتان هستم...
یاعلی
خاکریزمقاومت سه شنبه 13 دی 1390 09:13 ب.ظ
سلام
وبلاگ پرمحتوایی دارید. حقیر وقت نمی کنم این روزها پست جدید ارسال کنم.
با اجازه لینک شدید.
یاعلی
دل آرام سه شنبه 13 دی 1390 07:14 ب.ظ
چقققققققققدر زیبا و دلنشین بود..
واقعا احسنت..
دوست عزیز با یه پست خیلی جالب آپ هستم..حتما بخونیدش و نظر هم یادتون نره..
منتظر حظور گرمتون هستم..
یا حق
زهـــــرا (شکرانه مهر) سه شنبه 13 دی 1390 04:22 ب.ظ
خداوندا، شهادت می دهم، هستی
شهادت می دهم، من مهربان پروردگار عادلی دارم
شهادت می دهم، من مهربان قلبی ز روح پاک اویم
گرچه گاهی خود نمی دانم
شهادت می دهم من قلب پاکی را برای مهرورزی دارم اما
خوب چه باک از آن که گه گاهی هم، بگیرد او
گواهی می دهم من جلوه ای از ذرات پاک کبریا هستم
و من هستم، که او می خواست من باشم
و می خواهم که من آن گونه باشم، که می خواهد
بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم
بخوان با ما
بخوان، زیرا اگر با هم بخوانیمش
جواب هردومان را زود خواهد داد
زهـــــرا (شکرانه مهر) سه شنبه 13 دی 1390 04:21 ب.ظ
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا، با آنکه می داند گنهکارم
اگر رخ بربتابانم
دوباره می نشیند بر سر راهم
چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
دلم گرم است می دانم، که می داند
بدون لطف او تنهای تنهایم
دلم گرم خداوند صبور و خالق صبری ست
که شب ها می نشیند در کنارم
تا ببیند می رسد آن شب، که گویم عاشقش هستم
زهـــــرا (شکرانه مهر) سه شنبه 13 دی 1390 04:20 ب.ظ
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: مترسکی به نام تحریم
:: می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
:: تغییر کاربری هسته ای در فردو
:: وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
:: زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
:: همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
:: با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
:: کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
:: روشی موثر برای خیانت به کشور
:: عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
:: سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
:: وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
:: تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
:: انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
:: رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ