تبلیغات
علقمه (دست نوشت های یک دانشجو) - مطالب دلنوشته های خودم

اِن تنصروا لله یَنصرکم و یُثبت اَقدامکم

 
 
می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
نظرات |

می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!

نقاشی ام که تمام شد از او خواستم تا به نقاشی ام نمره دهد. نقاشی ام را گرفت و خوب به آن نگاه کرد. نگاهش خسته بود، اما با دقت و مهربانی. مداد را از من گرفت تا نمره ام را در کاغذ نقاشی بنویسد. وقتی نمره را می نوشت متوجه دستان پینه بسته اش شدم. چقدر چروک شده بود. هیچ وقت نفهمیدم بابا کی اینقدر پیر شد! پنهانی شناسنامه اش را پیدا کردم تا مطمئن شوم. فکر کردم اگر بابا اینقدر پیر شده باشد دیگر نباید کار کند. اما شناسنامه اش چیز دیگری می گفت...

بابا فقط 38 سالش بود! اما چرا بابا اینقدر زود شبیه بابابزرگ شده؟ فکر کردم شاید بابا مریض شده باشد، خیلی ترسیدم. کاش بتوانم او را خوشحال کنم. آن شب تا دیر وقت به این موضوع فکر کردم. صبح زود بیدار شدم تا برای بابا صبحانه درست کنم تا خوشحالش کنم. اما او نبود! مامان می گفت بابا رفت سر کار. چقدر زود! هوا که تازه روشن شده!

مادرم گفت: بابا دیشب رفت سر کار و تا شب بر نمی گردد.

  • اما بابا که هیچ وقت شبها سر کار نمی رفت.
  • دست خودش که نیست، باید ببیند به او چه دستوری می دهند. نباید دیر برود ممکن است اخراجش کنند.
  • حیف شد، میخاستم برایش صبحانه درست کنم، دیشب خیلی مریض بود!
  • پدرت مریض نیست، فقط خسته است!

شب که شد بابا آمد. اما این بار علاوه بر آن خستگی همیشگی چیز دیگری هم در صورتش نمایان بود. صورت بابا خیس بود. شاید باران صورتش را خیس کرده بود. اما کمی بعد دیدم صورت مامان هم خیس شد.

مامان می گفت بابا را از کارش اخراج کردند. ولی بابا که به موقع سر کار رفته بود! از آن به بعد مادرم مجبور شد مثل بابا کارکند. خانه های مردم را تمیز می کرد. حالا دیگر شب که می شد فقط بابا پیر نبود...

بزرگتر که شدم، فهمیدم پدرم تمام آن سالها یک کارگر کارخانه نساجی بود. اما با ورود بیش از اندازه جنس های خارجی به ایران کارخانه ای که در آن کار می کرد، ورشکست شد. و بابا بعد از سالها کار صادقانه بیکار شد. این موضوع خیلی به پدرم آسیب رساند، او دیگر بابای قبلی نبود. حالا دیگر فقط شبیه پیرمردها نبود، بابا با اخراجش انگار بیست سال پیرتر شده بود.

نمی خواهم پدران سرزمینم زود پیر شوند. نمی خواهم کودکان سرزمینم با بغض بخوابند. می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
زمان : 09:57 ق.ظ
زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
نظرات |

گروه «ماه بانو» که این روزها بحث بر سر تک‌خوانی «سحر محمدی»، عضو تک‌خوان این گروه بالا گرفته بود، با مجوز وزارت ارشاد به لندن سفر کرد و در حال برگزاری یک کنسرت هستند. سحر محمدی با انتشار تصویری از خود اعلام کرد: «در روز جهانی زن، حجاب خودم را کنار زدم تا به جهان اعلام کنم زنان ایرانی نیاز به آزادی دارند... ما را کمک کنید! »

این جملات تقدیم به وزیر ارشاد محترم:

آنجایی که می گفتند ایران است و زنانش پیش از آمدن اسلام به کشورشان پوشیده بودند و ملعبه چشم های ناپاک نبودند، اینجاست!

زنان ایرانی یاد گرفته اند که نجابت خود چشم های هرزه را از خود دور کنند و در مزرعه دنیا تنها حیا را برای خود درو کنند.

زنان ایرانی از مادرشان آموخته اند که زن بزرگ است و نیاز به خودنمایی ندارد، زن می تواند انسان ساز باشد.

ما الگویمان را حضرت زهرا(س) می دانیم. و همه می دانند که زنان ایرانی پیش از ظهور اسلام هم از پرده دری دوری می کردند و بسیار مورد تکریم بودند.

جناب وزیر محترم، شاید صدای زنان به نظر خیلی ها بسیار دلنشین تر از صدای مردان باشد و نباید در هنجره شان حبس شود، اما بدانید که آنها یک درصد اند و ما نود و نه درصد! چطور با خود کنار آمدید که مجوز خوانندگی و بی حرمتی زن مسلمان ایرانی را صادر کردید و رای به آن یک درصد دادید! بی شک در برابر شما نود و نه درصد ایستاده اند و نخواهند گذاشت قداست زن مسلمان در مجتمع بین المللی به خطر بیفتد. هر چند که اگر آن بانو واقعاً مسلمان باشد خودش هم راضی به این کار نمی شود، ولی آقای جنتی این خانم نام تمام زنان ایرانی را در جملات خود بکار برده است و این خیانتی ست به تمام زنان ایرانی! این خانم به اصطلاح روشنفکر آزادی خود را در بی حجابی و خوانندگی و خارج شدن از چارچوب اسلام می داند پس سخن ما با ایشان نیست چرا که راهشان با ما متفاوت است. سخن ما کسی است که به این قشر اجازه می دهد تا در جهان به اسلام توهین کنند.

آقای جنتی، ما از جایی بالاتر خط می گیریم. جایی که شاید تا بحال فکر شما به آن نرسیده باشد که اگر رسیده بود این وضع فرهنگ نبود!

بله، ما از منش مادرمان حضرت خط می گیریم و آزادی را در همین راه می دانیم.




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 4 فروردین 1394
زمان : 11:35 ب.ظ
با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
نظرات |

در این مقاله شما مولفه های یک کار فرهنگی درست و نابود کننده دشمنان را خواهید خواند. پس تا آخر همراه ما باشید و خودتان را مجهز به سلاح بصیرت کنید.

گزارشی از سوی یک مقام ارشد سازمان جاسوسی آمریکا:

بگذارید برایتان قدری از ایران 2015 بگویم!

اینجا ایران است، 25 سال پس از جنگ تحمیلی با ارتش رژیم بعث. اینجا همه مشغول کار فرهنگی اند. من جمله کاری که بتوان دفاع مقدس را برای جوانانی که آن موقع را ندیدند تداعی کند. عده ای در اینجا در هفته دفاع مقدس که خیلی هم در انتقال فرهنگ جبهه و جنگ موثر هستند خیابانها و مساجد را پر می کنند از عکس و پوستر جنگ. کلی هم دوربین جلوی این عکسها می کارند تا به محض نصب شدن عوامل فرهنگی از آنها یک عکس تمام رخ گرفته شود و یکراست برود در پرونده باقیات صالحات این مسئولین محترم فرهنگی. اینجا در این هفته پر است از نمایشگاه هایی که هرجایی برپا می شوند، دانشگاه، مسجد و...و مداحی می گذارند و بعضی هایشان البته چایی صلواتی هم می دهند (خداخیرشان بدهد!) و داخلش هم کلی چفیه و سربند و پلاک آویزان است و چون دورش هم کلی سنگر به شکل گونی گذاشته اند وقتی وارد شوی فکر میکنی  در جبهه هستی و که البته این بخاطر قدرت تخیل خیلی زیاد سازندگانش  است و این خود ناشی از مطالعات شبانه روزی شان درباره جبهه و جنگ است که به این قدرت درک رسیده اند! به این می گویند کار فرهنگی.

اما عده ای دیگر در اینجا بسیار خطرناک هستند. بطوریکه صرف وجودشان هم باعث تقویت نظام اسلامی ایران است. آنها دغدغه دارند. با برنامه پیش می روند و اکثرشان هم گمنام هستند، که این کار را برای ما سخت کرده است. چرا که ردی از خود به جای نمی گذارند. چیزی که ما را از آنها می ترساند تفکر آنهاست، موتور محرکه فعالیتهای فرهنگی مخرب برای ورود تهاجمات فرهنگی از سوی ما. این افراد خستگی ناپذیرند. آنها زیربنایی کارمیکنند. تمام وقت و انرژی و سرمایه خود را نثار مبارزه با جنگی می کنند که ما به پایش کردیم، جنگ فرهنگی! این افراد باید محو شوند. تعدادشان روز به روز افزایش می یابد. تا این تفکر باشد ما در این جنگ فکری پیروز نمی شویم.

پایان!



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 28 اسفند 1393
زمان : 10:14 ب.ظ
کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
نظرات |

کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!

پس از استقبال بی نظیر آقایان از شلوارهای فاق کوتاه زنانه و پیراهن های تنگ و کوتاه و همچنین کت ها و پیراهن های گلدوزی شده، کمپانی تحمیل مد، واقع در کشور همه چیز دار و مبتکر چین، با دست پیدا کردن به سلیقه ی مردان جهان تصمیم گرفتند تا از این پس نوعی کلیپس را طراحی و تولید کنند که در شان مردان باشد و به گلدوزی های پیراهن هایشان هم بیاید. این کمپانی همچنین این مژده را به مشتریان داد که این کلیپس ها حتما در رنگ ها و طرح های متنوع به بازار خواهد آمد. تا با هر رنگ لباسی ست شود. یکی از کارشناسان این کمپانی با بیان اینکه در سالهای گذشته مردان به هیچ وجه اینگونه لباسها را نمی پسندیدند، اظهار داشت سلیقه مردان جهان به کلی تغییر کرده است و بیشتر به پوششهای زنان رغبت پیدا کرده اند! دلیل آن هم مدهای جدیدی بود که کمپانی های مشهور و مطرح در جهان با مارک های خود به مردم تحمیل نمودند. به دنبال آن مردانی که همواره طبق مد لباسهای خود را انتخاب می کردند، هم جهت با این نسیم شدند و پوشش خود را تغییر دادند. بر این اساس ما در ابتدا سعی کردیم تنوعی در رنگ لباسهایمان ایجاد کنیم، مثلا رنگ های زنانه مانند صورتی و بنفش و...را وارد کار کنیم. بعدها سایز لباسها را تغییر دادیم و مانند لباسهای زنانه برش هایی بر روی لباسها ایجاد کردیم تا کاملا قالب اندام آقایان شود. این سیر همچنان ادامه دارد...

همچنین این کارشناس خبره در صنعت پوشاک بیان کردند که تغییر لباس آقایان باعث تغییر در روحیات آنان هم می شود و همین باعث می شود تا دوباره به سمت این نوع از کالاها بیایند.

بنظر شما چرا جوانهای ایرانی باید از این پوشش ها پیروی کنند؟ شاید اشکال کار باز به خودمان برمیگردد. جوان تنوع طلب است. میل دارد تا لباس های جدید و طبق مد را بپوشد. پس باید خودمان هم ابتکار را بدست بگیریم و لباس هایی مناسب عفت جامعه و شرع و دین مان را طراحی کنیم تا جوان ایرانی نرود دنبال مدهای غربی و خوراک کمپانی های طراحی مد را فراهم کند.

محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند:  آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان

منتخب الاثر، ص 292



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
زمان : 11:25 ق.ظ
استانداردینازاسیون رسانه ای !!!!
نظرات |

این متن با یک سوال آغاز می شود. خوانندگان می توانند به سلیقه خود در قسمت نظرات پاسخ دهند :
چرا سریالهایی که در ماه رمضان پخش می شوند و تولید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستند همواره سقوط افراد مذهبی و درستکار نمایش داده می شود؟ همچون سریال میوه ممنوعه، روزحسرت، اغماء، سقوط یک فرشته و...

روندی که رسانه ی اسلامی ما درپیش گرفته و نه تنها در سریالهای ماه رمضان که شاید به بهانه ی ارتباط موضوعی تولید می شوند بلکه در سریالهای طول سال که از تلویزیون پخش می شوند و یا فیلمهایی که روی پرده سینما به نمایش درمی آید نیز شاهد این دسته ی موضوعی تکراری و مایوس کننده هستیم.
سریالهایی همچون ستایش، ترانه مادری و فیلمهای سینمایی همچون کتاب قانون و یک خانواده محترم و غیره و غیره که بسیارند از این دست تولیداتی که گویا کارگردانان و نویسندگان ما بیش از حد به این نوع علاقه دارند. و سعی دارند عقده هاو حقارت های مذهبی خود را با به نمایش درآوردن سقوط عناصر مومن تخلیه کنند و بیننده را با این پرسش استفهامی روبرو کند که آیا فقط کسانی که درتمام زندگی سعی در مذهبی بودن دارند می توانند به بهشت بروند و سرانجام نیکی دارند؟!
آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا سریالهای تاریخی کره ای در ایران، کشوری با آن تاریخ و سنت بسیار متفاوت طرفداران زیادی دارد؟ دلیل واضح است، در این سریالها همواره سعی شده صعود یک فرد با تمام جزئیات ریز و درشت آن نمایش داده شود. چیزی که در فیلم های ایرانی کیمیاست!
درفیلمهایی که سقوط یک انسان به اصطلاح مذهبی به نمایش در می آید اغلب کسانی که در فیلم هم مسلک این فرد مذهبی نبوده و به نوعی مخالف ظهور دین در تمام مسائل زندگی هستند، پس تماشای سقوط شخصیت مومن دچار نوعی عجب و تفاخر نسبت به شخصیت مقابل می شوند. گویا مسیری که اینان در پیش داشتند از ابتدا برتری قطعی داشته اند. آنوقت بیننده ای که این صحنه ها و این سرنوشت ها را می بیند دو تفکر دینی پیدا میکند :
1- عاقبت دینداری چیزی جز شکست نیست و افراد دیندار قلب و اراده سست تری در برابر مشکلات دارند
2- بروز نوعی احساس نا امیدی و دلخستگی به جهت تماشای بدبختی یک انسان
اما سریالهایی در همین رسانه پخش می شوند که درست نقطه مقابل این داستان هاست.
نمایش صعود یک انسان !
این انسان گاهی یک فرد متوسط از بین همین مردم کوچه و بازار خودمان است و گاهی پیشرفت و سرانجام یک انسان متدین. که به واقع می توان گفت که مخاطبین درخور توجهی هم به خود جذب کرده اند. همچون فیلمهای مختارنامه، شوق پرواز، درچشم باد، یوسف نبی(ع)، اخراجی ها، نابرده رنج، شب دهم، نردبان آسمان، چ و...
که نمایش فردی است که در معرض صعود است و اگر صعود نکند نهایتا در جای خودش است و گویا فرصتی را از دست داده، نه کسی که در معرض سقوط است و دربهترین حالت در جای سابق خود باقی می ماند.
حتی گاهی وقتی می خواهند از یک مثلا روحانی ای فیلم درست کنند و تمجیدش کنند بقیه هم قشرهایش را بد نشان می دهند. مسلما حتی دربین قشر مذهبی هم جنس بد پیدا می شود ولی بزرگ کردن و نمایش به کرار این صحنه های مطمئنا تاثیرات بدی دارد چرا که این تولیدات درخارج مرزها هم به نمایش درمی آیند.
به راستی چرا نباید از شخصیتهایی که روزگاری در کشورمان بودند و زندگی شان همه اش پیشرفت در علم و معنویات بود همچون حاج آقا دولابی و آیت الله شاه آبادی ، دکتر حسابی شهدای سردار هم درعلم و هم درمیدان همچون شهید زین الدین و بسیاری دیگر اثری زیبا ساخت که سند زندگیشان هم در دست است.
کدام را می پسندید ؟

che.jpgfc221309746013ac554571fbd180e1c8.jpg

؟

setayesh1.jpegdownload.jpg




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 21 مرداد 1393
زمان : 01:28 ب.ظ
من هم اصلاح طلب شدم
نظرات |

وقتی می بینم امور فرهنگی دانشگاه جشن هفته خوابگاه ها را برگزار می کند و تازه مسئولین دانشگاه هم در آن لحظاتی شرکت می کنند، درحالیکه دختر و پسر در این جشن درکنارهم به وجد و خوشحالی می پردازند و حتی در هنگام نماز هم به آنها سخت گرفته نمی شود و تازه ارکست هم برایشان می آورند، با خودم می گویم کجا می توانم این همه تفریح کنم و خوش بگذرانم در حالیکه کسی هم به پر و پایم نپیچد که ای، چه میکنی خلاف شرع است! با قانون جمهوری اسلامی منافات دارد! مثلا در دانشگاه هستی نه پارتی شبانه! پس من هم به افتخار این دولت که با آمدنش اینچنین مدیران کارآمد و راه آمد با دانشجویان را منصوب کرده، با افتخار تبدیل به یک اصلاح طلب دو آتیشه خواهم شد.
وقتی دانشگاه جشن شبانه خواهران می گیرد و تازه رئیس دانشگاه هم با آنان می رود و عموی مهربان دانشگاه با دانشجویان تا صبح می زنند و می رقصند بدون آنکه مجبور باشند پوشش خود را حفظ کنند، مگر مغزم از کاه پرشده که مخالفت کنم و با آنها هم صدا نشوم! آخر اینهمه آزادی را کجا می توان پیدا کرد؟! دست حاج حسنمان درد نکند با این رئیس و مدیر انتخاب کردنش، ما که فیضمان را بردیم... 
مگر دانشجوی بیچاره چه می خواهد؟! ما فقط آزادی می خواهیم تا هر غلطی دلمان خواست بکنیم، خب چیکار به بقیه داریم؟! عمر و زندگیه خودمان است... مگر الان چه عیبی در دانشگاه می بینید که دختران و پسران باهم در کنارهم مشغول درس خواندن و تحصیل علم هستند؟! می توانید بروید آموزش دانشگاه و ببینید که چقدر سطح نمرات دانشجویان بالا رفته! 
تازه هوا هم گرم است و دکتر عزیز ما اینجا هم به نفع دانشجویان و مخصوصا دختران دانشجو باز هم کارخیری انجام داده که البته خودشان نمی گویند چون می ترسند ریا بشود! ولی من به شما می گویم؛
مانتوی رنگی (حتی قرمز جیغ یا سفید پرپری یا ... ) آزاد!
آرایش غلیظ، آزاد!
مانتو یک متر بالای زانو، آزاد!
آستینها تا یک متر بالای مچ، آزاد!
پاشنه ی کفشها، تا یک متر بالای زمین، آزاد!
آقایونم همون تیشرتی که تو خونه میپوشنو بپوشن، به خودشون زحمت ندن، گرمشون میشه، تازه الان همه چی گرونم شده!!
جورابم نمیخاد بپوشین، هوا امسال واقعا گرمه!! 
خب با این اوصاف دولتی که اینقدر به فکر ما بوده و حتی برای زمان گرمای دانشگاه هم برنامه ریزی واسمون داشته چرا بهش پشت کنیم؟ چرا نقد کنیم؟ منم برای سپاس از حاج حسن و دکتر، اصلاح طلبی رو برچسب فاخر خودم قرارمیدم...
تازه وقتی نهاد و بسیج دانشگاه همه ی اینارو می بینن و صداشونم درنمیاد، کک شونم نمی گزه ، من چیکاره ام که الکی امر بمعروف کنم و حرص بخورم؟!! بجاش منم هم جهت باد میشم و از این فضای رقت بار دانشگاه لذت می برم...


موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393
زمان : 01:36 ب.ظ
شهیدان می روند نوبت به نوبت ...
نظرات |

39402655424343097936.jpg

بازهم جگر مادری سوخت و گلی پرپر شد و بازهم پدری که فرزندش را ندید و پرکشید ...
الا یا اهل الجنة
برایمان دعا کنید واجبی که فراموشمان شده را به یاد بیاوریم.
برایمان دعا کنید در لحظه ای که باید دل به دریا بزنیم باد دستمان را نلرزاند.
برایمان دعا کنید پاسدار خوبی برای این خون ها باشیم...
یاعلی(ع)

223c6b3710f8.jpg

غالبا آن گذری که خطرش بیشتر است

می شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 5 فروردین 1393
زمان : 12:44 ب.ظ
دانشجوی افراطی با طعم انقلاب یا ، ... افراطی با طعم سرگرد ؟
نظرات |

در صحنه‌اى كه دشمن با ابزار فرهنگى و تكیه بر سلاح تبلیغ، مزدورانه به میدان مى‌آید، چه كسى شایسته‌تر از دانشجو و طلبه است كه در صفوف مقدم این دفاع مقدس قرار بگیرد و با تكیه بر ایمان صادقانه و منطق قوى و عمل صالح خود، دشمن را مغلوب و رسوا كند.*

آرى، بسیج مدرسه‌ى عشق است، و در همه‌ى میدانهاى دشوار، فقط حضور عاشقانه و مخلصانه است كه مى‌تواند پرچم حق و عدل و راستى و ایمان را به اهتزاز درآورد و جنود شیطان را منهدم سازد.*

همانطور که حضرت آقا می فرمایند اخلاص سرمایه اصلی فعالیتهای بسیجی است، چیزی که این روزها نمی گویم اصلا، ولی کمتر پیدامیشود. بسیج مدرسه  ی عشق است ولی نه برای آنهایی که این مدرسه را سکوی پرتاب خود به مراتب بالاتر می بینند!!! 

هر جائى كه مردمان عافیتطلب و راحتطلب، در وسط میدان مبارزه، 

جایی براى خود باز نمیكنند و خطرپذیرى نمیكنند، 

انسانهاى مؤمن و مبارز را به تندى و افراطىگرى متهم میكنند؛*

بسیجی مرگش هم نوعی بیانیه برای دفاع از اسلام است، بسیجی قلمش برای دفاع از انقلاب است، این است بسیجی، که سرگرد ها نمی توانند بفهمند!!! 

اینجا دانشگاه است ، محلی برای ترویج و تربیت فکر انقلابی، نه پادگان نظامی برای تعلیمات بله قربان گویانه! که دانشجو نه بایدنظربدهد و نه نقد کند!!! و هرکس با این خصوصیات دانشجوی بسیجی است.

هر دانشجویى با هر سلیقه‌ى سیاسى، اگر پایبند به ارزشهاى انقلاب و آماده‌ى حضور در عرصه‌ى مبارزه‌ى فرهنگى و سیاسى با استكبار و ایادى آشكار و نقابدار آن است، مى‌تواند در خیل بسیجیان دانشگاه و عضوى از بسیج دانشجویى باشدنباید تصور كرد كه بسیج دانشجویى حتى در دورانى كه كشور در حال جنگ مسلحانه نیست، یك مجموعه‌ى نظامى است. سازمان بسیج در دوران حاضر باید كانون رشد و اشاعه‌ى تفكر بسیجى باشد. بسیج دانشجویی تشکلی دو بعدی است : 

خصوصیت ویژه این تشكل دانشجویی این است كه از یك سو با محیط دانشجویی ارتباط دارد و از یك سوی دیگر به سپاه پاسداران كه نماد مقاومت انقلابی و شجاعانه است تكیه دارد كه این ارتباط و اتكاء به معنای نظامی بودن یا محدود شدن تحرك این تشكل دانشجویی نیست ، بلكه آن را به ذخیره ای از دستاوردهای تجربی جهادی و انضباط ناشی از آن متصل می كند و این به نفع بسیج دانشجویی است.*


* : بیانات حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1392
زمان : 02:15 ب.ظ
بشنو صدای روضه می آید...گویا ز سوی کربلا می آید
نظرات |

یا اهل العالم قتل الحسین علیه السلام فی کربلا عطشانا
روضه روضه ی عطش است...
روضه ی خون است...
بشنو صدای گریه ی کودک را، عبرت است من و تو را...امام زمان تنها نماند!!!
ته دلمان دوباره به لرزه درآمد و مشك چشمهایمان دائم پر می‌شد از اشكهایی كه قرار بود به تیر روضه مادری داغدیده سرازیر شود.
امشب وقتی كسی نوحه ورودیه بخواند، سر به سجده خواهیم برد و خدا را شكر خواهیم كرد كه بار دیگر اذن ورودمان داده است به جنت الحسین.

untitled.png

چه شد که حسین بن علی(ع) در کربلا تنها ماند و از نقاط مختلف آمدند تا به جنگ با او برخیزند؟!
چه شد که طفل شش ماهه را لب تشنه شهید کردند...
امر به معروف حسین(ع) مانند تیری برقلب منتقمان خون علی اصغر حسین، علی اکبرحسین،...جگرسوخته ی زینب و رقیه بنت الحسین باید می نشست،اما چه شد این همه خون؟
اصلا خوب شد که خون علی اصغر حسین(ع) بر زمین نریخت!...آقا اینجا زمین است ما فقط از شهادت شما می دانیم نه از هدفتان...اگر هم بدانیم پاسدارخوبی برای اینهمه خون نیستیم، خوب شد خون علی اصغرت را به آسمان سرازیر کردی...اگر بر زمین می ریخت...واویلا از دل رباب

12.png

«اشهد انك قد امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و جاهدت فى الله حق جهاده حتى اتیك الیقین.»

آنطون بارا (مسیحی): اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیّت فرا می خواندیم.

چه شد که جاماندیم از قافله ی حسین(ع)؟!




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392
زمان : 07:15 ب.ظ
یا قاسم الجبارین
نظرات |

جنگ احد بود، دشمن بار دیگر درهمان ابتدای کار بخاطر اتحاد و همبستگی رزمندگان اسلام درهم شکست،اما بعد از آنی که به پیروزی زودرس نائل شدند، آن پنجاه نفری که مامور شده بودند شکاف کوه را از دسترس دشمن محافظت بکنند، برای اینکه ازغنیمت جمع کردن عقب نیفتند، ماموریت خود را رها کردند و به محل جمع غنائم و تجمع غفلت انگیز مسلمانان ملحق شدند. فقط ده نفرازمسلمانان مامورشکاف  کوه، آنجا ماندند و وظیفه خود را انجام دادند؛اما دشمن این فرصت راپیداکرد که ازپشت، کوه را دور بزند و ازشکافی که نگهبان کافی نداشت به مسلمانان حمله کند.این حمله برای مسلمانان گران تمام شد، اسلام شکست نخورد، اماپیروزی اسلام اولا دیرترشد، ثانیا جان سرداران شجاع و عزیزی همچون حمزه سیدالشهداء دراین راه قربانی شد.خدای بزرگوار مسلمانان رابه عبرت و تامل دعوت میکند، میفرماید ما وعده خودمان را عمل کردیم،گفته بودیم که شما بردشمن پیروزخواهیدشد و شدید، اما بعد از آنی که این سه خصوصیت، سه خصلت در شما پدیدآمد، ضربه آن راخوردید. این سه خصلت عبارتنداز:

اولا باهمدیگر اختلاف کردید، وحدت کلمه و وحدت صفوف رابه هم زدید،

ثانیا سست شدید، آن شور و حماسه وآمادگی وکمربستگی وپادر رکابی اول کار را ازدست دادید،

ثالثا ازفرمان پیغمبر و رهبر و آن کسانی که مسئول اداره شما بودند اجتناب ورزیدید و سر باز زدید،

 این سه صفت که درشما پیدا شد، دشمن این مجال راپیدا کرد که ازپشت برشما ضربه وارد کند.

 

برگرفته از کتاب: انسان 250 ساله، بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی _ مبارزاتی ائمه معصومین(ع)



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392
زمان : 09:05 ب.ظ
می نویسم تا بماند اثری در دل های به معراج رفته
نظرات |

بخشی از نامه امام به شیخ مفید


ا
لهی گرفتار آن دردم، که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی،من در تو چه دانم؟تو دانی. تو آنی که مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه که تو خود برنفس خویش ثناگفتی.

الهی با تو آشنا شدم، از خلق جداشدم و درجهان شیدا شدم، نهان بودم، پیدا شدم.

الهی شب و روز فرج مولایمان را طلب می کنیم بی آنکه باخود بنگریم که آیا ذره ای برای تو بوده ایم؟ که هرآن کس که برای تو بود برای مهدی (عج) هم بود. ولی ما ندانستیم و راه خود را رفتیم .ببخش برما راه های نرفته را!!!
نامه امام زمان (عج) به شیخ مفید(ره):

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.

ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل فرماید.

از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.


ای مولای ما ، سفره های ما، ساعات خواب و بیداری ما، وسعت مطالعات ما، راه رفتن ما، عبادات ما، کلام و رفتارو... ما آنی نیست که تو خواهی ، با این همه مولای ما، دستگیرمان باش... 




موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392
زمان : 07:55 ب.ظ
نماز باکیفیت
نظرات |

sixkuua_535.jpg

امام خامنه ای (مدظله العالی):

کیفیت یافتن نماز یعنی نماز، باحال و حضور ادا شود؛ نمازگراز به نماز باچشم «میعاد ملاقات باخدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد.

نماز باکیفیت یعنی آمادگی کامل برای عرض عبودیت در محضر معشوق؛
نماز باکیفیت یعنی آمادگی برای جهاد، چراکه شرط قبولی نماز ولایت است وهنگامی که ولی خود را پذیرفتی آن هنگام است که دستورش برای آماده باش فرهنگی و سیاسی و...و جهاد راهم می پذیری.
یادمان باشد اماممان یاری که اهل تلاش و عبودیت نیست نمی خواهد!!!!


موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392
زمان : 08:41 ب.ظ
بسیجی سیاسی است اما سیاست زده نیست!
نظرات |

حتما ببینید :

[http://www.aparat.com/v/yFaJO]





موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392
زمان : 08:56 ب.ظ
فقط چند روز...
نظرات |

و آنگاه که از آسمان تو را ندایی فرامیگیرد و فرشته ها غبطه ی تو را میخورند که خدایت به تو می نگرد همان هنگام غربت مولایت را در دلت احساس کن. چه شبها که  با چشمان خیس صبح شد. چه شبهایی که تا صبح از دلهره ی فردا چشمانت درد غربت می کشد. و آن چهره ی آرام در خواب...مثل همیشه می آید تا تو را آرام کند...می آید تا درد سینه ات آرام شود...خدایا نمیدانستم عشق به تو مرا تا کجا خواهد برد! عشقت پلیست به آسمان هفتم...وای که اگر مرا دربرگیرد ... شهید چه معنی می تواند داشته باشد جز معشوقه ی الله...دید...تحمل کرد...سوخت...پرواز کرد.
23 ساله ای که فرستادی به دیدارمان من را به خودم نیاورد ، من خودت را میخواهم...صبر ایوب می خواهد این دنیا...من را چه به این حرف ها، خنکای وصالت را می خواهم...این چه نسیمی است که وقتی می وزد خواب را از چشم می رباید، حتی من هم حسش میکنم...وقتی دردم می آید در اوج غربت به تو بیشتر نزدیک می شوم...وجودم را دردی ده که پایانی نداشته باشد...می خواهم در اوج غربت شکسته از درد بمیرم ... شاید تو را ببینم...



موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392
زمان : 09:39 ب.ظ
عاقبت بخیری چیزی است که باید هر لحظه از خدا بخواهیم...
نظرات |

عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری توسط امام خمینی (ره)  حرکتی بود که نشان داد رهبری انقلاب در راستای اهداف انقلاب با کسی تعارف ندارد، حتی اگر آن شخص جانشین رهبری باشد...
نامه ی امام خمینی(ره) به آقای منتظری:
من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشی نکنم.
من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی دارم.

با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم... 
خدایا!امروز هم کسانی هستند که خون دل را نصیب امامم می کنند ، کمکم کن ...


خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود...ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست...خدا کند که مریضی من دوا نشود 


موضوع : دلنوشته های خودم
نگارنده : علقمه
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392
زمان : 12:40 ق.ظ
:: مترسکی به نام تحریم
:: می خواهم ایرانی باشم بدون برندهای معروف!
:: تغییر کاربری هسته ای در فردو
:: وقتی جناب دستیار هوس فتح الفتوح به سرش زد!
:: زنان ایرانی نیاز به کمک دارند...به ما کمک کنید!
:: همه گزینه ها فقط روی میز می مانند !
:: با نگاه طنز / مولفه های کار فرهنگی درست از نگاه دشمن!
:: کلیپس مردانه برای شب عید به بازار آمد!
:: روشی موثر برای خیانت به کشور
:: عاملان ریزگردهای خوزستان شناسایی شدند !
:: سریال مذاکرات هسته ای با پوشش سریال های تلویزیونی
:: وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
:: تازه ترین تحلیل یک کارشناس سی ان ان در خصوص امام خامنه ای
:: انقلاب آمد...حتما ببینید...ما توانستیم!
:: رسایی : آقای روحانی اگر کاریکاتور شما را کشیده بودند ...




( تعداد کل صفحات: 4 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ